ÎÑæÌíÕÇÍÈx9dÎÇäå
]]>
äÜ Üæ Ç
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
ÎÑæÌíÕÇÍÈx9dÎÇäå
]]>
äÜ Üæ Ç
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
یازده / دو / نود و نه ، ساعت شش و بیست و دو دقیقه و شش و بیست و چهار دقیقه فصل دوم زندگیمون آغاز شد... فصلی به وسعت بیخوابی های شیرین و گریه های لطیف شبانه...
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
همیشه امن ترین جای دنیا برای من، نوشتن اینجا بوده. جایی که از یک تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و چهار شروع شده. تاریخی به بلندای پانزده سال و سیزده روز، بلندایی که بالا و پایین داشته، کم و زیاد داشته، غم و شادی داشته...
چند سالی میشه فعالیتم کم شده، اما به هیچ وجه قطع نشده و هنوزم دلبسته اینجا هستم.
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
خیلی دوست دارم سرنوشت بلاگرهای سالهای قبل رو بدونم، نویسنده هایی که تو دوران اوج وبلاگ نویسی با هم در ارتباط بودیم و مطالب هم رو میخوندیم... تاریخ آخرین مطالب این وبلاگ ها برای حداقل هفت سال گذشته است... ای کاش ردی از نویسنده هاشون داشتم.
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
خیلی با خودم حرف میزنم، بیشتر تو اوقات تنهایی. اوقاتی که احتیاج به سکوت دارم و فکر کردن... حرفهای خوبی هم به خودم میزنم و بعد از تموم شدنشون فراموششون میکنم که چی گفتم...
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
ÎÑæÌíÕÇÍÈx9dÎÇäå
]]>
äÜ Üæ Ç
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
آدم وقتی تو دل یه ماجرا و اتفاق هست، قدرت تصمیم گیری کمی داره و خوب نمیتونه مسائل رو آنالیز کنه. اما وقتی از اون ماجرا میاد بیرون و فاصله میگیره، ذهنش استراحت میکنه. تو این وضعیت تحلیل های خوب و مناسبی از اون اتفاق به ذهنش میرسه...
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
ÎÑæÌíÕÇÍÈx9dÎÇäå
]]>
äÜ Üæ Ç
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور
یه سالهایی بود همین موقع ها، کمی زودتر میومدم و مینوشتم که تولدم هست و کلی کامنت تبریک دریافت میکردم. اما سالهاست، یعنی دقیقا از وقتی فیس بوک و تلگرام و اینستا اومد بلاگ نویسی از رونق افتاد و خیلی از بلاگرا کوچ کردن به سمت دیگه ی دنیای مجاز...
دنیای مجاز دنیای بیرحمی هست و وفا نداره... شاید من خیلی دلبسته ی بلاگری هستم که هنوز رهاش نکردم و چراغ اینجا خاموش نکردم...
برچسب:
نویسنده: آوا صالحپور